تبلیغات
همه چیز درباره ی پیشوای بزرگ آدولف هیتلر - آدلف هیتلر در جنگ جهانی اول
سه شنبه 15 بهمن 1387

آدلف هیتلر در جنگ جهانی اول

   نوشته شده توسط: آدولف هیتلر    

سرجوخه هیتلر،علی رغم ماموریت های خطرناکی که انجام می داد،به طرز شگفت انگیزی

خوش اقبال بود.هیچ وقت آنقدرجراحت جدی 5487برنداشت که نتواند به واحدش درجبهه بازگردد...

چشمانش مثل زغال برافروخته شده بود و اخبار خرد کننده .

 5487

 5487 5487 5487 5487 5487 5487 5487 5487 5487 5487 5487  5487 5487 5487

سرجوخه هیتلر علیرغم مأموریت های خطرناکی که انجام می داد،به طرز شگفت انگیزی

خوش اقبال بود.هیچ وقت آنقدرجراحت جدی 5487برنداشت که نتواند به واحدش درجبهه بازگردد.

واقعیتی که او را بسیار خشنود می ساخت.

اما در13اکتبر1918–یک ماه پیش ازتسلیم آلمان بهمتفقین این خوش شانسی و رشادت های

اودرجنگ جهانی اول به آخررسید . هنگامی که هیتلروهمکاران پیام رسانش درصف منتظر

دریافت 5487 جیره غذایی خود بودند، سربازان 5487 بریتانیایی  5487شروع به 5487 پرتاب گلوله های انفجاری

توپ در آن نزدیکی کردند . این گلوله ها حاوی گاز کلر، سمی 5487 کشنده بودند .

هیتلر و دیگران به 5487سرعت 5487ماسک های ضد گازشان را 5487 گذاشتند ، اما پیش از آن درمعرض

گاز قرار گرفته بودند . 5487 تا صبح روز بعد عده ای  5487ازافراد مرده و عده ای دیگر نظیر هیتلر

دچارمشکلات 5487تنفسی وبینایی شده بودند وهیتلربعدها 5487نوشت : چشمانم مثل 5487 زغال برافورخته

شده بود . دور و برم را تاریک می دیدم .

او و دیگر 5487 قربانیان 5487 گاز را به 5487 بیمارستانی در ان نزدیکی انتقال دادند .

وضعیت دلخراشی داشتند . تمام مسافت را با حال تهوع و نابینایی پیاده 5487 طی کرده بودند .

چنان که یکی از این افراد بعدها نوشت:برای این که گم نشویم هرکدام پشت کت نفر جلویی

را گرفته 5487 بودیم و با این وضعیت 5487 دریک ستون 5487 به لینسل رفتیم ودر آن جا کمک های اولیه

دریافت کردیم . 5487طی چند هفته  5487بینایی ادولف بازگشت 5487 وخیالش آسوده شد. به فکر بازگشت

به واحد 5487 خودش 5487افتاد. اما 5487این 5487فکربه 5487کلی به هم 5487ریخت چون 5487خبری رسید که مضمون آن ،

آن طورکه هیتلر به یاد می آورد، برای او به کلی تکان دهنده بود .

امپراتوری آلمان دیگروجود نداشت وکمونیستها و شورشیان برپایتخت مسلط شده بودند .

برای هیتلر زمان ناامیدی مطلق فرا رسیده بود . او به 5487 یاد آورد که او وسربازان همقطارش

چگونه جانشان را به خطرانداخته 5487 بودند و میلیونها نفر ازانها مرده بودند و تنها برای اینکه

آلمان با خیانت افراد خودش روبرو شود . او در همان حال نوشت :

(( در این روزنفرت درمن رشد کرد ، نفرت نسبت به کسانی که مسئولاین عمل بودند .))

طی روزهایی 5487که 5487دوره 5487نقاهت 5487را 5487دربیمارستان می گذراند، عهد کرد مقابله به مثل کند. به

هرنحو 5487 باید اننتقام بی عدالتی را که بر سر آلمان رفته بود می گرفت .

 5487 5487 5487 5487 5487 5487 5487  5487 5487 5487 5487 5487 5487

 5487

مطالب فوق 5487برگرفته از کتاب امپراتوری هیتلر نوشته 5487 گیل بی استوارت 5487می باشد که توسط

مهدی حقیقت خواه ترجمه وبه فارسی برگردانده شده